نثر ساراماگو چه در رمانهای فلسفی و چه در روایات تاریخی را نمیتوان با هیچ یک از نویسندگان هم سیاق او مقایسه کرد. حتی با گابریل گارسیا مارکز که ساراماگو خود به تاثیر پذیری از او اعتراف دارد... «ادامه مطلب»
امروز رسانهی ملی، شبکهی قرآن، برنامهای پخش میکرد و از مضرّات رابطهی دختران و پسران در اینترنت، و همینطور ازدواجهای ناشی از آن میگفت.
سؤال اینجاست که دختران و پسران جامعهی ما، به چه طریق باید با هم آشنا شوند و متوجه مناسب بودن همدیگر گردند و بعد با هم ازدواج کنند؟ «ادامه مطلب»
وزیر ارتباطات در پیامی تحسینبرانگیز گفت: پهنای باند 56 کیلوبیت برای مصارف کاربران خانگی و دانشگاهها کافی است. علیرغم انتقادات بیفکرانهای که به این سخن گرانقدر وارد شده، یادآوری چند نکته را به منتقدین لازم میدانم. «ادامه مطلب»
ای کاش روزگاری برسد که نخواهیم برای بالا بردن «وحی» و اثبات حقانیت مکتب، به عقلسوزی دست ببریم و از عقلگریزی استفاده کنیم. عقل هدیه خجسته و مبارک و عزیز خداوند است و «بوسیدن روی ماه خداوند»، نیازی به خداحافظی با عقل ندارد... «ادامه مطلب»
پیش از فهرست کردن اجمالی تغییرات اخیر، عذرخواهی بزرگی بدهکارم. ماجرا از این قرار بود که بر اثر اشتباهی در محاسبهی مالی، اجارهبهای نام و دامنهی سایت عقب افتاد و شرکت سرویسدهنده، خدمات خود را قطع نمود و بدینترتیب، سایت چیزی در حدود یک ماه بر هوا رفت. و این در حالی بود که من درست وسط دریا بودم و دستم به هیچکجا بند نبود و هماهنگیها و درخواستهای دورادور هم فایده نبخشید و سایت، یک روز پس از بازگشت من، دوباره راهاندازی گشت... «ادامه مطلب»
امروز خجسته روزی بود که مطالعهی رمان «مادر» ماکسیم گورکی، با ترجمهی زیبا و روان محمّد قاضی را به پایان بردم. رمانی که به جادهای بالارونده در میان تپهها و دشتها میماند؛ نه آنچنان پرحادثه و حدسنادنی، و نه آنچنان راکد و سرشار از نظریهپردازیهای فلسفی و اجتماعی. از نطق و سخنرانی به وضوح خودداری شده، تا جایی که ماجراهای اتفاق افتاده در یک دادگاه محوری متن داستان به کلی سانسور شده و در واقع بیاهمیت قلمداد شده و به شرح ظاهر صحنه و البته نطق قهرمان داستان اکتفا شده است... «ادامه مطلب»
در مدت این چند ماهی که از افتتاح نسخهی دوم سایت گرداب و ایجاد سیستم پیامگیر آن میگذرد، نامههای زیادی دریافت کردیم از طرف دوستانی که علاقهمند به همکاری با بخش کتابخانهی سایت بودند. پاسخ تمامی این دوستان، به طور خصوصی، به آدرس ایمیل آنها ارسال گردید و در اغلب موارد، این پاسخ در سایت نیز منعکس گردید... «ادامه مطلب»
با نام خداوند مهربان، اینک آزمایشهای ابتدایی نسخهی جدید سایت، با موفقیت طی شد و اشکالهای اوّلیهی آن برطرف گردید، امروز رسماً نسخهی جدید را جایگزین قالب گذشتهی سایت میکنم و امیدوارم اشکالهای آن، خیلی زود برملا گردند... «ادامه مطلب»
جوانی که در سهتار گمشدههای خویش را میجوید و از نواختن برای شادی دیگران خسته شده و در پی گرمای ضمیر خویش است، در مقابل جوانی دیگر، شاید همسن و سال خودش، محافظ ارزشهای دینی، کسی که سهتار را ابزاری در دست یک «لامذهب» میبیند و از بیحیایی و بیشرمی او میخروشد و طغیان میکند.
هر دو بر در مسجد... هر دو بر در خانهی دین. و دین، فربهترین جزء این سنت... «ادامه مطلب»
حساب مکاتب فکری را باید با حساب مکاتب سیاسی جدا کرد. عوضی گرفتن این دو مقوله، اشتباه بسیار بزرگی است که ما، دانسته یا ندانسته، عمداً یا سهواً، مرتکب آن میشویم. «ادامه مطلب»
...آنقدر ضعیفیم که جز گریه نمیتوانیم و بعد تصور میکنیم که این اشک و این گریه، همان است که از دل پاک میآید و غافل این که جنایتکاران نیز گریه میکنند و این نه آن است و این مصداق درد و زجر و ترس و خجالت است و ملاکی برای قساوت دل و قلب. «ادامه مطلب»
هیچگاه از یاد نمیبرم روز 29 خرداد را، وقتی که در انگلستان، در لندن، دانشجو بودم. خبر داشتیم که مرحوم شریعتی به انگلستان آمده است و عازم بودیم که همراه با برخی دوستان به دیدن او برویم و اگر میسر شود، همکاریای را با آن مرحوم آغاز کنیم. صبح زود بود که یکی از دوستان نزدیک به من تلفن زد و در حالی که گریه میکرد، از من خواست که به راه بیافتیم. در همان حالت گریه به من حالی کرد که اتفاق بدی برای مرحوم دکتر افتاده است. «ادامه مطلب»
ساعت پنجونیم عصر، آخرین نفر هوشنگه که دارد دستش را میشوید تا برود بالا، به جایی تکیه میدهم و نگاهش میکنم، تکانی شدید، در جا سکندری میخوریم، الآن حدود یک هفته است که دریا خراب است، یک مشت اراجیف تحویل هم میدهیم و میخندیم... «ادامه مطلب»
یاد گرفتهای که چهطور با همه باشی. یاد گرفتهای که وقتی آنها میخندند، تو هم لبخند بزنی. و یاد گرفتهای که چهطور تنهاییات را حفظ کنی... «ادامه مطلب»
و اینک، پسر جوانی که سالهای کودکی را به تازگی پشت سر گذاشته و کولهباری را از سردرگمی و نفرت روی دوش خود حمل میکند، ناگهان درمییابد که مدرکی در اختیار دارد و به کمک آن، میتواند عنان اطرافیانش را هر گونه بخواهد در اختیار بگیرد؛ تیغی دو دم، که دستنیافتنیترین اقوام اشرافیاش در مقابل او به زانو درمیآیند. «ادامه مطلب»
«پرومته ربالنوع بسیار مشهوری است در دنیا. ابتدا یونانیان ساختند، بعد به روم، و سپس به تمام دنیا رفت. پرومته خدایی از خدایان یونانی است و سرشار از همه چیز، زیبایی، قدرت، خوبی، محبوبیت، در عالم خدایان زندگی میکند، از همه چیز برخوردار است و به هیچ کسی و هیچ کاری نیاز ندارد. امّا دست به عملی میزند که مظهر فداکاری و شورانگیزی است... «ادامه مطلب»
خداوند کمتر از يک هفته فرصت دارد تا هر چه سريعتر رحمی به حال اوضاع نشر کتاب و مطبوعات و موسيقی و اينترنت و ساير موارد فرهنگی و نافرهنگی اين مردم در سالهای آينده بکند! «ادامه مطلب»
احتمالاْ تجربه کردهايد که زندگی و همصحبتی با آدمی که مخالف شما فکر میکند خيلی سخت است. اما اميدوارم اين را تجربه نکنيد که زندگی يا همصحبتی با آدمی که اصلاْ فکر نمیکند واقعاْ تحمل ناپذير است. «ادامه مطلب»
آخرین اثر آقای سراج «ماه نو» نام دارد که تقریبا از عید فطر به بازار آمد. علی رغم تعریفات و تمجیدات فراوانی که از این اثر شد من اصلا خوشم نیامد. «ادامه مطلب»
این تصویر، نمای روی جلد شماره دهم مجله «صاحب الزمان (ارواحنا فداه)» است که به مسؤولیت و سردبیری آقای «ابوالفضل سبزی» در چاپخانه «پاسدار اسلام» (قم) منتشر میشود. از آنجا که «نقل مطالب مجله با ذکر مأخذ و حفظ اصل مطلب بلامانع است.» فرازهایی از مندرجات این نشریه را در اینجا منعکس میکنم تا خودتان قضاوت کنید. «ادامه مطلب»
مسلما راحتترين و منطقیترين راه اين است که اين جور وقتها به يک کتابخانه مراجعه کنم و يک کتاب تفسير انتخاب کنم و مطالعهاش کنم و يا اينکه اگر خيلی ريزبين باشم چند کتاب تفسير انتخاب کنم و به صورت مقايسهای مطالعه کنم و يا به يک فروشگاه عرضهی محصولات فرهنگی بروم و یک سی دی شامل تمام کتب تفسيری معتبر پيدا کنم و بخرم و مطالعه کنم. «ادامه مطلب»
آدم خوبی است. اسم امام حسين که میآيد اشک تو چشمهايش جمع میشود. میگويد قبر امام حسين هم بايد مثل قبر حضرت فاطمه مخفی میماند که آمريکايیها اين کارها را باهاش نکنند! «ادامه مطلب»
حتما برای شما هم برخورده که به چيزهای باورنکردنی برخورد کنيد که خودتان هم که ديديد باورتان نمیشود. وای به روز اين که بخواهيد برای کسی تعريف کنيد. «ادامه مطلب»
مرد يکبار ديگر دور خودش چرخيد و نگاهی به اطراف انداخت. رد شدن و پشت سر گذاشتن آن همه پستی و بلندی و عبور از کوه چندان اهميتی نداشت. برای همين سريع دور زد و دوباره به روبهرو خيره شد. دريا را پيش رو داشت. راهی خلوت و آرام و در عين حال سرشار از خطر و هياهو. «ادامه مطلب»
ابتکار قشنگ و جالبی که امسال صدا و سيما به خرج داد اين بود که بر خلاف هميشه که از چهره های سرشناس چند تا مهمان دعوت ميکردند و برنامه های تحويل سال را همراه با آنها اجرا ميکردند امسال چند تا مجری سرشناس دعوت کرده بودند. يعنی اين که هر شبکه ای را که میگرفتی میديدی چهار پنج تا مجری دور هم نشستهاند و برای ما اوقات خوشی را آرزو میکنند و با هم شوخی میکنند و ما هم لابد احمق فرض شديم. «ادامه مطلب»
زیاد سوال میشود که بابا اینجایی که کار میکنی چه جور جاییه. من هم تصمیم گرفتم همه چیز را در چند قسمت بنویسم تا اگر خدای نکرده کسی هوس کرد وارد این کار شود بداند چه خبر است. «ادامه مطلب»
خوب که نگاه میکنم میبينم هيچ دو مهره همشکلی را نمیشود پيدا کرد. اگر پيش سازندهاش بروی و همه مهرهها را بخواهی و ببينی باز هم دو مهره يک طرح پيدا نمیکنی. «ادامه مطلب»
يک بعد از ظهر نه چندان دلچسب پاييزي، هوای نيمه ابري، تابش خورشيد بر پهنه اقيانوس اطلس... کشتی از هر طرف ۲۰ درجه کج ميشود. وسايل کابين آزادانه اين طرف و آن طرف ميروند. من روی تخت دراز کشيدم. چون کار ديگری نميشود کرد. حتی ديگر خوابم هم نميبرد. سه روز است که اوضاع به همين صورت است. «ادامه مطلب»
کنسرت در فضای باز کاخ نياوران اجرا شد و لازم بود روی نورپردازی و چيدمان صحنه دقت ويژهای انجام شود. اما بر عکس بسياری از رديفها اصلا مسلط به سن نبودند و با وجود درختی که وسط صحنه قرار داشت ديد حاضران به اجرا کاملا ناقص بود. «ادامه مطلب»
شمس بسياری از چيزها را که در زمانش بد و شر مطلق میشمارند، مانند عدم متابعت از شريعت و سماع را شمس به طور مشروط نيک میداند. او با بيان اين داستان حتی آب توبه بر سر ابليس -مظهر شر مطلق- میريزد. او را در جايی محجوب و دلسوز انسان هم معرفی میکند. «ادامه مطلب»
يکم شهريور ماه به نقل سايت موسيقی هنری ايرانی سالگرد تولد استاد حسين عليزاده، نوازنده چيره دست تار و سهتار است. استاد حسين عليزاده در تهران متولد شد. پس از پايان تحصيلات در هنرستان موسيقي به دانشگاه موسيقي راه يافت و از اساتيد برجسته موسيقي آن زمان بهره برد و در دو رشته نوازندگي و آهنگسازي فارغ التحصيل شد. «ادامه مطلب»
شمس داستانی بيان میکند که در دورهی علاءالدين محمد خوارزمشاه، شب يلدای حملهی مغول به ايران، که در دوران جوانی و بزرگسالی او بوده است، مردم از گرانی و قحطی نان فغان برمیدارند. و در برابر خوارزمشاه به جای چارهجويی و دستگيری مردم با اهانت و تحقير آنان را پست و خسيس میشمارد و اعتراض آنان را بیشرمانه میشمارد. «ادامه مطلب»